|
می نویسم تا نپوسم.
|
فکر کردی تو که صبح، خوشحال و خندون از خواب پا میشی و میری دنبال همون کارای مزخرف و تکراری که دیروز کردی داری زندگی میکنی...؟اگه همچین فکری کردی خیلی احمقی....چون نفهمیدی که همه مچلت کردن....نفهمیدی باهات داره مثل هی بچه قنداقی رفتار میشه که یه جغجغه دادن دستش....
اگه فقط بخوای سرتو بلند کنی و به نگاه سرسری به دور و ورت بندازی دیوونه میشی....باور کن دیوونه میشی...چون من اینی که دارم بهت میگم رو تجربه کردم....خل میشی...چل میشی....میدونی چرا؟نه...؟من بهت میگم....
واسه این دیوونه میشی که میبینی یه مش آدمی که همه چی تو دستشونه هی دارن تورو سر میدوونن(می دوانند) که نفهمی دارن از کجا میبرن....که نفهمی دارن چه بلایی سرت میارن...یه سری مزخرف رو بدون این که خودت بفهمی واست تبدیل به ارزش کردن و دارن به حماقت ما می خندن....آری....با یه نگاه سرسری همه ی اینا دستگیرت میشه....ولی اگه بخوای زیادی نگاهت رو دقیق کنی دیگه شاید چشمات فردا صبح رو نبینه...
ت ا ب ع د