تبليغاتX
شوریده مغز
می نویسم تا نپوسم.
نگاه ناامید خدا را از روزنه ی پیوند گسستنی ام با وی نظاره گرم...

از من هیچ نمی خواهد جز اطاعت...

خدای مهربانم.....من از تو چه خواستم و تو از من چه می خواهی....؟

تو همانی که روزی عشق را به من شناساندی...؟گمان نکنم..... 

ت ا ب ع د

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 20:51  توسط شوریده مغز  | 

همه چیز اونجوری که فکر می کردم نبود...

کاری نبود که واسش نکرده باشم...

هر کار دیگه ای هم می گفت واسش می کردم....

ولی دیگه کاری ازم نخواست...

ت ا ب ع د

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 18:51  توسط شوریده مغز  |