تو تخت غلط می زد و حوصله نداشت بره یه چیزی بذاره جلوی در.
ساعت چند بود؟مگه فرقی هم می کرد؟
سقف هنوز سفید بود و دنیا عزادار بیداری.
فحش آب نکشیده مقدمه ی قسمت دوم خواب زمستانی شد.
RSS